Take a fresh look at your lifestyle.

کتاب از صفر تا یک (۴)

59

موفقیت ناشی از شانس است یا تخصص

منطقی نیست که موفقیت حاصل شانس باشد. یا به قول روآلد آموند سن، کاشف قطب جنوب، پیروزی در انتظار کسانی است که همه چیز را تحت کنترل دارند و شانس، نامی است که مردم بر آن گذاشته اند. آینده تصادفی نیست چرا که می توانید آن را پیش از بروزش درک کنید و برای شکل دادن به آن اقدام کنید. اگر آینده را تصادفی بدانید از تلاش برای تسلط یافتن به آن منصرف خواهید شد. بر این اساس می توان نگرش به آینده را بر مبنای خوش بینی یا بدبینی و در دو حوزه آینده معین و آینده نامعین تحلیل نمود.

بدبینی نامعین به آینده ای تاریک می نگرد اما هیچ ایده ای برای انجام کاری جهت پیشگیری از آن آینده ندارد. بدبین معین اعتقاد دارد که میتوان آینده را شناخت اما از آنجا که آینده تاریک خواهد بود، باید برای آن آماده شد.

خوش بین معین آینده بهتر از اکنون خواهد بود اگر برای بهتر کردن آن برنامه ریزی کند و دست به کار شود. دوران خوش بین های معین متکی به مهندسان و مخترعان بوده است. خوش بین نامعین آینده را بهتر می بیند اما نمی داند دقیقا چطور بهتر خواهد شد. از اینرو هیچ برنامه ریزی دقیقی نمی کند. او انتظار دارد از آینده سود ببرد اما هیچ دلیلی نمی بیند که آن را به شکل مشخصی طراحی کند. در دوران خوش بین های نامعین اقتصاد دانان و مدیران تجاری سکان دار هستند. این گروه به جای سال ها کار برای ایجاد یک محصول جدید، محصول اختراع شده فعلی را باز مهندسی می کنند. در واقع بهینه سازی فرآیندی پیوسته را حاکم می دانند.

امروزه به دلیل ماهیت نامعین بودن آینده برای خوش بین بودن و خوش بین ماندن مردم به سراغ سرمایه گذاری در بورس، سهام، خرید ارز و … می روند. در واقع در یک دنیای نامعین پول از هر کاری که بتوانید با آن انجام دهید با ارزش تر است و فقط در یک آینده معین است که پول وسیله ای برای یک هدف است، نه خود هدف. پس باید بیندیشیم چگونه می توانیم آینده مان را تا حد امکان به وسیله اطلاعات و ابزارهای پیشرفته معین کنیم و ارزش آینده مان را در زمان حال محاسبه کنیم.

اگر استارت آپ های نرم افزاری و بیوفناوری را مقایسه کنیم می توانیم تفکر نامعین استارت آپ های بیوفناوری را متوجه شویم. خوش بینی نامعین نیز ذات پایداری ندارد. اگر برنامه ای برای آینده نداشته باشیم نمی توانیم امیدوار باشیم که آینده مان بهتر شود. برای شروع یک استارت آپ، طراحی بر شانس اولویت دارد. امروز طراحی خوب یک ضرورت زیبایی شناختی است. هرچند یک کسب و کار با یک طرح معین خوب همیشه در دنیایی که در آن مردم آینده را به صورت تصادفی می بینند، کم ارزش شمرده می شود.

پول را دنبال کن

پول پول می آورد. یک سرمایه گذار پرخطر (اهل ریسک) معمولا در ابتدای کار ضرر می کند. ولی امیدوار است که ارزش سرمایه اش بعد از چند سال چند برابر شود. در ابتدای کار شرکت های جدید و نوپا معمولا ضرر می دهند و در آمدشان از طی گذر زمان از توزیع نرمال پیروی می کند.

سرمایه گذاری

اگر قصد سرمایه گذاری در شرکت های نوپا را دارید، سعی کنید سبدی از سرمایه گذاری در چندین شرکت نوپا را که احتمال موفقیت آن ها را می دهید انتخاب کنید. در این صورت ریسک عدم تحقق سرمایه تان را کاهش داده اید و در نهایت سود بیشتری را کسب می کنید. در دنیای استارت آپ ها لزوما نباید شر کت خودتان را داشته باشید، حتی اگر استعداد خارق العاده ای دارید. براساس قانون قدرت: ۱-پیوستن به بهترین شرکت که در حال رشد سریع است بهتر از تأسیس شرکت خودتان است. ۲-اگر شرکت خودتان را راه انداخته اید، باید برای اداره آن قانون قدرت را به یاد داشته باشید. مهم ترین چیزها تک هستند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − هفده =