Take a fresh look at your lifestyle.

کتاب از صفر تا یک (۵)

36

رازها

همه ایده ها و کسب و کارهای ناب امروز، روزی ناشناخته بودند و غیر ممکن به نظر می رسیدند. همان طور که کزینسکی گفته است شاید بتوان اهداف را به سه دسته تقسیم کرد. اول اهدافی که می توان با حداقل تلاش به دست آورد. مثل مدرک دیپلم. دوم اهدافی که با تلاش جدی کسب می شوند مثل مدرک دکتری. و سوم اهدافی که به سرانجام نمی رسند بدون توجه به اینکه چقدر تلاش کنیم.

تمامی مشکلات سخت دنیا حل شده است و تنها مشکلات ساده یا غیر ممکن باقی مانده اند و پی گیری این مشکلات باعث افسردگی مردم مدرن شده است. در نهایت کزینسکی پیشنهاد می کند نهادهای موجود نابود شوند تا مردم از نو شروع کنند و روی مشکلات سخت دوباره کار کنند. درک دسته بندی کلی دو نوع راز وجود دارد: راز در طبیعت و راز مربوط به مردم.

اسرار مربوط به طبیعت همه جا هستند و می توان با تحقیق و مطالعه به آنها پی برد. اما رازهای انسانی بسیار سخت تر و پیچیده ترند. پس از این همه پیشرفت تکنولوژیک و شناخت روز افزون محیط اطرافمان و پی بردن به رازهای آنها در قرن بیست و یکم هنوز برخی از جنبه های مرتبط با انسان و اجتماعات انسانی کشف نشده و رازهایی سر به مهر هنوز در این رابطه وجود دارد. به نظر می رسد کسب و کارهایی که متمرکز بر این حوزه ها هستند می توانند از این رازها در جهت شکوفایی کسب و کارهای جدید و خدمت رسان به بشریت بهره ببرند. در دنیای کسب و کار، هر شرکت بزرگی توطئه ای برای تغییر دنیاست. وقتی رازتان را به دیگری می گویید، دریافت کننده راز به همدست در توطئه تبدیل می شود.

اسرار مربوط به طبیعت همه جا هستند و می توان با تحقیق و مطالعه به آنها پی برد. اما رازهای انسانی بسیار سخت تر و پیچیده ترند. پس از این همه پیشرفت تکنولوژیک و شناخت روز افزون محیط اطرافمان و پی بردن به رازهای آنها در قرن بیست و یکم هنوز برخی از جنبه های مرتبط با انسان و اجتماعات انسانی کشف نشده و رازهایی سر به مهر هنوز در این رابطه وجود دارد. به نظر می رسد کسب و کارهایی که متمرکز بر این حوزه ها هستند می توانند از این رازها در جهت شکوفایی کسب و کارهای جدید و خدمت رسان به بشریت بهره ببرند. در دنیای کسب و کار، هر شرکت بزرگی توطئه ای برای تغییر دنیاست. وقتی رازتان را به دیگری می گویید، دریافت کننده راز به همدست در توطئه تبدیل می شود.

ساختارها

قانون تیل:”استارت آپی که در پایه و اساس خراب است را نمی توان جمع و جور کرد”

همواره بنیان گذاران یک کسب و کار آدم های خاصی هستند و با همه کسانی که بعدا  می آیند تفاوت دارند. برای سرمایه گذاری در یک استارت آپ تیم پایه گذار آن را بررسی کنید. مهارت های فنی مهم هستند اما نه به اندازه اینکه پایه گذاران چقدر با هم خوب کار می کنند. توقع داشتن منبع اختلاف در هر شرکتی است. سه مفهوم کلی در ساختار یک شرکت یا استارت آپ وجود دارد که تفکیک آن ها از هم می توان از بروز اختلافات جلوگیری کند.

 ۱-مالکیت (بصورت قانونی چه کسی مالک است؟)

 ۲- تصرف(چه کسی در واقع شرکت را هر روز می چرخاند؟)

 ۳-کنترل(چه کسی بطور رسمی امور شرکت را کنترل می کند؟)

برای موفقیت استارت آپ ها بطور معمول مالکیت را بین بنیان گذاران، کارکنان و سرمایه گذاران تقسیم می کنند. معمولا در شروع کار استارت آپ ها به دلیل کوچکی آن ها، بنیان گذاران هم مالکیت وهم تصرف را در اختیار دارند. بیشتر درگیری ها بین مالکیت و کنترل ایجاد می شود که در واقع بین بنیان گذاران و سرمایه گذاران در هیئت مدیره است. به طور کلی برای یک استارت آپ، هیئت مدیره سه نفره ایده آل است و نهایتا پنج نفره. سعی کنید افرادی را به تیم کاری تان اضافه کنید که بتوانند تمام وقت در اختیارتان باشند نه پاره وقت یا مشاور .

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد پرداخت نکردن حقوق بالا به مدیر عامل است. این باعث ایجاد توانایی در کنترل حقوق کارکنان می شود و کارکنان این را در می یابند که برای مدیر عامل شان دستیابی به نتایج عالی برای شرکت مهمتر از حقوق بالاست. بنابر این با انگیزه تر کار می کنند. البته می توان کمی هم به پاداش تکیه نمود. چرا که بهتر از حقوق نتیجه خواهد داد. البته بهترین روش سهامدار کردن کارکنان در شرکت است که در این مورد هم دادن سهم برابر به همه می تواند مشکل ساز شود. البته سهامدار کردن کارکنان هم مشکلاتی چون مقایسه کارکنان قدیم و جدید و اختلاف بین آن ها را در پی خواهد داشت. در این مورد چاره ای جز حفظ اسرار مالکیت توسط بنیانگذاران نمی ماند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 − 13 =