Take a fresh look at your lifestyle.

نوشیدنی مجانی را قبول نکن

60

تقابل

تا چند وقت پیش، وقتی عجله داشتی به موقع به پرواز یاقطارت برسی، امکان داشت به یکی از شاگردان فرقهی هاره کریشنا برخورد کنی که با ردای زعفرانی رنگ خود این طرف و آن طرف می رود. یکی از اعضای این فرقه با لبخنا گلی را به تو می داد و اگر تو هم مثل سایر مردم باشی، گل را می گرفتی، صرفا برای این که بی ادب به نظر نرسی. اگر می خواستی آن را رد کنی، محترمانه به تو می گفتند «بگیرش، این هدیهی ما به توست. » و وقتی می خواستی گل را در سطل آشغال بعدی بیندازی، می دیدی چند گل دیگر هم در آن وجود دارد. اما این پایان ماجرا نبود. وقتی غذاب وجدان سراغت می آمد، یک پیر و دیگر کریشنا به تو نزدیک می شد و طلب کمک می کرد. در بسیاری از موارد، پاسخ به این درخواست ها مثبت بود و این کار به قدری فراگیر شد که بسیاری از فرودگاه ها به کلی ورود اعضای این فرقه ها را ممنوع کردند.

رابرت چالدینی، روانشناس، علت موفقیت این گروه و دیگر کمپین ها را این گونه بیان می کند. او پدیدهی تقابل را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که مردم وقتی مقروض کسی باشند بسیار معذب اند.

بسیاری از نهادهای غیردولتی و سازمان هایی با فعالیت های انسان دوستانه دقیقا از همین روش استفاده می کنند: اول بده، بعد بستان. هفته ی گذشته، سازمان حفاظت از محیط زیست پاکتی پر از کارت پستال هایی زیبا با منظره های بکر برایم فرستاد. نامه ای در کنار آن بود که اطمینان داد این کارت پستال ها، فارغ از اینکه من به شرکت آنها کمک بکنم یا نه، فقط جنبه ی هدیه و یادگاری دارد. هر چند متوجه ترفند آنها شدم، باید کمی از اراده و بی رحمی خودم کمک می گرفتم که آنها را در سطل آشغال بیندازم.

متأسفانه این گونه اخاذی ها، که می توان به آنها انحراف هم گفت، بسیار متداول اند. یک کارخانه ی پیچ سازی از مشتری های بالقوه ی خود دعوت می کند در تماشای یک مسابقه ی ورزشی به آنها بپیوندند. یک ماه بعد، زمان سفارش پیچ می شود. میل به ادای دین چنان قوی است که خریدار تسلیم می شود و به دوست جدید خود پیچ سفارش می دهد.

این تکنیک در زمان باستان نیز وجود داشته است. ما تقابل را در تمام گونه هایی وه های شان در معرض نوسانات شدید است، مشاهده می کنیم. فرض کن که تو ا ار ، غذای خود را به دست می آوردی. یک روز خوش شانسی و گوزن شکار .. . احتمالا نمی توانی تمامش را در یک روز بخوری و هنوز چند قرنی با ام ,اح یخچال فاصله داریم. تصمیم می گیری این گوزن را با گروهی قسمت و این بدان معناست که تو هم وقتی خوش شانس نباشی می توانی از غنیمت در آن استفاده کنی. در واقع شکم دوستانت نقش یخچال را ایفا می کند.

قابل یکی از راهکارهای مفید برای بقا و گونه ای از مدیریت ریسک است. اون آن، بشریت و بسیاری دیگر از گونه های حیوانات مدتها پیش منقرض .شدند. تقابل رابطه بین انسان هایی است که هیچ نسبتی با همدیگر ندارند. و ار ملزومات توسعه ی اقتصادی و تولید سرمایه است. بدون آن، اقتصاد جهانی .معنا می شد. در واقع اصلا اقتصاد بی معنا بود. این جنبه ی مثبت تقابل است.

اما تقابل یک جنبه ی زشت هم دارد؛ انتقام. خود انتقام، انتقام ایجاد می کند و :یلی زود تو را در یک جنگ تمام عیار قرار می دهد. مسیح توصیه می کرد ما باید این چرخه را با گذشت کردن از بین ببریم که کار بسیار مشکلی است. حتا وقتی اوضاع پیچیده نشده باشد، تقابل کشش بسیار زیادی دارد.

سالها پیش، زن و شوهری من و همسرم را به شام دعوت کردند. ما تا حدودی از قبل، با این زوج آشنا بودیم. علی رغم خوش برخورد بودن، خیلی سرگرم کننده نبودند. بهانه ی خوبی برای رد دعوتشان نداشتیم و به همین خاطر قبول کردیم. اوضاع دقیقا همان گونه بود که فکرش را می کردیم؛ ضیافت شام، فوق العاده خسته کننده بود. مجبور بودیم چند ماه بعد آنها را به خانه ی خودمان دعوت کنیم. زنجیر تقابل مجبورمان کرد دو بعدازظهر طاقت فرسا را تحمل کنیم. نتیجه این که چند هفته بعد باز دعوت مان کردند. دوست دارم بدانم چند مهمانی شام صرفا به خاطر تقابل تحمل شده اند، حتا اگر شرکت کنندگان دلشان می خواسته سال ها قبل از این چرخه بیرون بیایند.

به همین صورت، اگر کسی در فروشگاه سراغت آمد تا از تو بخواهد یک نوشیدنی، یک تکه پنیر یا یک مشت زیتون را تست کنی، پیشنهادش را رد کن. این توصیه ی من است مگر اینکه دلت بخواهد یخچالت را پر کنی از چیزهایی که هیچ علاقه ای به آنها نداری.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 6 =