Take a fresh look at your lifestyle.

چرا باید گذشته را فراموش کنی؟

1,333

خطای هزینه ی هدر رفته

فیلم افتضاح بود بعد از یک ساعت، درگوش همسرم گفتم «پاشو برویم خانه. » گفت، به هیچ وجه. قرار نیست سی دلارمان را دور بریزیم.» با اعتراض گفتم این توجیه  درستی برای ماندن نیست. پولمان همین الان هم خرج شده. این جا با خطای هزینه ی هدررفته مواجه شده ایم، نوعی طرز فکر اشتباه!» آن چنان به من چشم غره رفت که انگار تازه یک لیموترش را گاز زده. خب، من قبول دارم که در باره ی این موضوع زیاده روی می کنم که خودش خطایی است به نام تغییر مشکل حرفه ای (فصل ۹۲ را هم ببینید). چه بمانیم و چه برویم، سی دلار را خرج کرده ایم. بنابراین، این عامل نباید در تصمیم ما نقش داشته باشد. با گفتن این جملات، تلاش کردم موضوع را روشن کنم. نیازی به گفتن نیست که در نهایت تسلیم شدم و در صندلی ام فرو رفتم.

روز بعد، در یک جلسه ی بازاریابی شرکت کردم. چهار ماه از شروع فعالیت کمپین تبلیغاتی میگذشت. حتا یکی از اهداف مان هم محقق نشده بود. به نظر من بهترین راه، انصراف از کمپین بود اما مدیر تبلیغات با اصرار می گفت «ما سرمایه گذاری زیادی برایش انجام داده ایم. اگر الان متوقفش کنیم، یعنی همه ی این هزینه ها بی دلیل بوده. » او هم قربانی دیگر خطای هزینه هدر رفته است.

یکی از دوستانم سالها از رابطه ی عاشقانه ی پر مشکلش زجر میکش نامزدش بارها و بارها به او خیانت می کرد. هر دفعه هم پشیمان بر میگشت التماس می کرد که دوستم او را ببخشد. او می گفت «انرژی زیادی صرف ان رابطه کرده ام و کنار گذاشتنش کار اشتباهی است. یک مورد کلاسیک از خطای هزینهی هدررفته.

خطرناک ترین حالت خطای هزینه ی هدر رفته وقتی است که زمان، پول ، انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم. این هزینه کردن دلیلی می شود برای ادامه دادن، حتا اگر با موضوعی محکوم به شکست سروکار داشته باشیم. در چه بیشتر سرمایه گذاری کنیم، هزینه ی هدررفته بیشتر می شود و بیشتر مجبور می شویم ادامه بدهیم. و سرمایه گذاران اغلب قربانی خطای هزینه ی هدر رفته اند. بیشتر وقت ها تصمیم های تجاری شان را بر اساس قیمت خرید می گیرند. آنها می گویند: «پول بسیار زیادی به خاطر این سهام از دست داده ام، الان نمی توانم بفروشمش. )) این استدلال غیر منطقی است.

قیمت خرید نباید هیچ نقشی داشته باشد. مهم عملکرد آیندهی سهام (و آیندهی عملکرد سرمایه گذاری های جایگزین خواهد بود. به شکل طعنه آمیزی، هر چه سهام ضرر بیشتری بدهد، سرمایه گذاران تمایل بیشتری برای نگه داشتنش دارند. نیاز به ثبات منجر به رفتار غیر منطقی می شود. نباید فراموش کنیم که ثبات نشاندهندهی اعتبار است. از تضادها خوش مان نمی آید. اگر در میانه های راه تصمیم بگیریم پروژهای را لغو کنیم، تضاد ایجاد کرده ایم. در واقع قبول کرده ایم یک زمانی جور دیگری فکر می کردیم. ادامه دادن یک پروژهی بی ارزش تنها این اتفاق دردناک را به تاخیر می اندازد و ظاهر را کماکان حفظ می کند.

کنکور نمونه بارز یک پروژهی ناموفق دولتی است. هر دو طرف قراردادبریتانیا و فرانسه از مدت ها قبل میدانستند تجارت این هواپیمای مافوق سرعت صوت ,هرکز به صرفه  نبوده، اما کماکان به صرف مبالغ هنگفت ادامه دادند، شاید فقط برای حفظ ظاهر . رها کردن پروژه به منزله پذیرفتن شکست بود. به همین دلیل  اغلب خطای   هزینهی هدر رفته را اثر کنکورد هم می نامند. این خطا منجر به اشتباهات پرهزینه  و فاجعه آمیزی در قضاوت ها می شود. امریکایی ها، به همین دلیل به حضورشان در جنگ ویتنام ادامه دادند. تفکرشان این بود «ما تا الان خیلی چیزها را قربانی این جنگ کرده ایم. اشتباه است اگر منصرف شویم. ))

تا این جا آمده ایم…»، « تاکنون این همه از کتاب را خوانده ام…))، «اما دو سال صرف این دوره کرده ام…» اگر با هر یک از این نمونه های فکری مواجه ، شده اید ، یعنی خطای هزینه ی هدر رفته در گوشه ی ذهن شما مشغول به کار است.

البته  ممکن است دلایل خوبی برای ادامه ی کار و سرمایه گذاری برای چیزی  تا نتیجه دادنش وجود داشته باشد. اما مراقب دلایل غلطی مثل توجیه ، سرماایه گذاری های جبران ناپذیر باش. برای تصمیم گیری منطقی باید هزینه هایی راه تا امروز کردهای فراموش کنی. مهم نیست تاکنون چه قدر سرمایه گذاری رده ای؛ فقط ارزیابی ات از هزینه ها و سودهای آینده مهم است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × سه =