Take a fresh look at your lifestyle.

کتاب نوپای ناب (۳)

52

پیش گفتار

اگر این موضوع را قبلا شنیده اید ادامه ندهید. بچه های باهوش دانشگاه در حالی که در خوابگاه نشسته اند آینده را می سازند. بی پروا نسبت به مشکلات راه و در حالی که اشتیاق جوانی و یک فناوری جدید دارند به دنبال خلق یک شرکت از صفر هستند. موفقیت های اولیه کمکشان می کند که پول جمع کنند و یک محصول خارق العاده وارد بازار نمایند. دوستانشان را استخدام کنند، یک تیم عالی درست کنند و تمام دنیا هم نتواند جلوی آنها را بگیرد. ۱۰ سال پیش، در حالی که داشتم اولین شرکتم را راه می انداختم، این گونه بودم. از آن دوران این لحظه را به صورت خاص به یاد دارم لحظات خوش من و همکارم به آخر رسیده بود. حباب دات کام ترکیده بود وما همه ی پولمان را خرج کرده بودیم. ناامیدانه برای جذب سرمایه تلاش می کردیم اما چیزی به دست نمی آوردیم. آن لحظه شبیه صحنه ی جدایی در یک فیلم هالیوودی بود: هوا بارانی بود و ما در خیابان با هم بحث می کردیم. ما حتی نمی توانستیم بر سر این به توافق برسیم که بعد از این به کجا برویم. به همین دلیل از سر لجبازی هر کداممان به سمتی رفتیم. شرایط آن لحظه ی ما، دو نفر در حالی که در باران گم شده اند از هم جدا می شوند، تشبیه خوبی از شکست شرکتمان بود.

خاطرات خیلی بدی بود. تا ماه ها بعد شرکت ناموفق و شرایطمان ناامید کننده بود. آن موقع به نظر می رسید که همه چیز را به خوبی انجام می دادیم. ما یک محصول عالی، یک تیم بی نقص، فناوری متحیر کننده و یک ایده صحیح در زمان مناسب داشتیم. ما واقعا داشتیم درست کار می کردیم. ما داشتیم روشی برای بچه های دانشگاه درست می کردیم تا بتوانند پروفایل های برخط برای به اشتراک گذاری … با کارفرماها بسازند؛ اما با وجود این که یک ایده عالی داشتیم از همان ابتدا محکوم به فنا بودیم زیرا فرآیند مورد نیاز برای تبدیل یک ایده به یک شرکت بزرگ را بلد نبودیم.

اگر تا به حال شکست مشابهی را تجربه نکرده اید، احساس آن موقع ما برایتان غریب است. در آن لحظه احساس می کنید تمام دنیا می خواهد شما را بخورد. احساس می کنید گول خورده اید. داستان های داخل مغازه ها دروغ است: کار سخت است و پشتکار موجب موفقیت شما نخواهد شد. حتی بدتر، بسیاری، بسیاری، بسیاری از قول هایی که شما به کارکنان، دوستان و خانواده تان داده اید اشتباه از کار در خواهند آمد. درستی تفکر هر کسی که فکر می کرد شما برای روی پای خود ایستادن بچه هستید اثبات می شود.

قرار نبود کارها این گونه پیش برود. در مجله ها و روزنامه ها، در فیلم های پر فروش و در سایت های بیشماری این عبارت خاص را در مورد کارآفرینان موفق می شنویم: از طریق مصمم بودن، شش دانگ بودن و وقت گذاشتن و بالاتر از همه یک محصول عالی، شما هم می توانید به شهرت و آینده ای موفق دست یابید. یک صنعت افسانه پرداز به سختی در تلاش است این داستان های اشتباه را به خورد ما بدهد؛ اما من به این اعتقاد رسیده ام که این داستان ها، که ناشی از غرض ورزی و توجیه حقیقت پس از وقوع آن است، غلط هستند. در واقع، پس از کار با صدها کارآفرین، من به شخصه دیده ام که چه بسیار اتفاق می افتد که یک آغاز عالی منجر به شکست شود. واقعیت تلخ این است که اغلب کسب و کارهای نوپا شکست می خورند. اغلب محصولات جدید ناموفق هستند، اغلب فعالیت های اقتصادی از استعداد بالقوه خود بهره نمی برند.

با این وجود همچنان داستان پشتکار، خلاقیت و کار سخت مطرح است. چرا این داستان این چنین رایج است؟ من فکر می کنم در داستان های این روزهای یک شبه پولدار شدن، یک نکته بسیار جالب وجود دارد. اگر شما صرفا همه چیز های صحیح را داشته باشید، موفقیت اجتناب ناپذیر خواهد بود. به این معنا که جزئیات، همان چیزهای کسل کننده و انتخاب های کوچک افراد مهم نیستند. اگر ما آن را بسازیم این چیزها همراهش خواهد آمد. زمانی که شکست می خوریم، همان گونه که بسیاری از ما این گونه هستیم، یک بهانه ی آماده داریم. ما منابع درست و حسابی نداشتیم. ما به اندازه کافی رؤیاپرداز نبودیم یا در زمان مناسب در جای مناسب نبودیم.

پس از ده سال کارآفرینی، من این نوع تفکر را رد می کنم. من از موفقیت ها و شکست های خودم و سایرین یاد گرفته ام که همین چیزهای کسل کننده بیشترین اهمیت را دارند. موفقیت کسب و کار نوپا نتیجه ژن خوب یا بودن در مکان مناسب در زمان مناسب نیست. موفقیت کسب و کار نوپا با دنبال کردن فرآیند صحیح، قابل مهندسی است، به این معنی که قابل یادگیری است، به این معنی که قابل آموزش است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار + پانزده =